فطرتمندی انسان و برون‌‌دادهایش در حیات سیاسی با …

مدیریت حیات سیاسی متأثر از مجموعه مبناهاست. در این میان قرآن معتقَداتی را به مخاطبانش در ابعاد معرفت­شناختی، انسان­شناختی و … ارائه می­کند که در بُعد انسان­شناختی، «فطرتمندی» از مهم­ترین آنهاست. مسائل متعددی مانند امکان ارائه نظام حقوق سیاسی مشترک مبتنی بر فطرت برای همه انسان­ها و تکلیف حکومت به ایجاد جامعه هماهنگ با فطرت وجود دارند که اتخاذ موضع در موردشان در سیاست مهم، و عنایت به فطرتمندی انسان در پاسخ به آنها مؤثر است. فرضیه تحقیق این است که «انسان برخوردار از فطرت است و خدا حیات چنین مخلوقی را تدبیر می­کند و اعتقاد به این مبنا، برون‌دادهایی در مدیریت حیات سیاسی دارد». مقاله با روش استناد به قرآن و تفاسیری چون المیزان و آثار شهید مرتضی مطهری، به ابعادی از فطرت که در برون‌دادهای سیاسی مورد استفاده­اند، اشاره دارد و برخی برون‌دادهای اعتقاد به فطرت را در مدیریت حیات سیاسی معرفی می­کند.

تجزیه و تحلیل واگرایی اعتقادی و اندیشه ای در جهان …

مسئله تکفیر از دیرباز یکی از محورهای اساسی تعارض و خشونت در ادیان و ملل مختلف بوده است. این موضوع در دوره حساس کنونی به یکی از مسائل مبتلابه جهان اسلام تبدیل شده و توجه به آن بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. مقاله حاضر درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش اساسی است که جریان تکفیری در ایجاد واگرایی اعتقادی و اندیشه­ای در جهان اسلام چه نقشی می­تواند داشته باشد؟فرضیه عبارت است از اینکه جریان تکفیری با نگاه منفی به مذاهب اسلامی و به‌وجود آوردن مرزبندی­های افراطی فرقه­ای، به ایجاد و گسترش واگرایی در سطوح فکری و اعتقادی در جهان اسلام دامن می­زند. آگاهی از این موضوع، امکان تبدیل این تهدید را به فرصتی برای شکل­دهی به هم­گرایی در جهان اسلام فراهم می­آورد. بدین منظور، مقاله حاضر ضمن معرفی و تبیین جریان تکفیری (متغیر مستقل) و مسئله هم­گرایی و واگرایی در جهان اسلام (متغیر وابسته) در سطح باورها و افکار، به تعارض مؤلفه­ها و شاخص­های جریان تکفیری با مؤلفه­های هم­گرایی در جهان اسلام که منجر به تأثیرگذاری و نقش­آفرینی منفی این جریان در ایجاد هم­گرایی جهان اسلام می­شود، اشاره می‌نماید.یافته­ها نشان داد در سطح باورها و افکار، مؤلفه­های جریان تکفیری نظیر اجتهاد بی­ضابطه، دوری از اندیشه­ورزی نوآورانه و پویا، تکفیر مذاهب و دگراندیشان مذهبی، سطحی‌اندیشی و اصالت ظواهر، تعصبات کور و دگماتیسم، پیروی محض از گذشتگان و برداشت و تلقی افتراق­انگیز از مفاهیم و اعتقادات دینی در تعارض با مؤلفه­های فکری و اعتقادی هم­گرایی در جهان اسلام نظیر اجتهاد ضابطه­مند، خردگرایی، باور به تقریب مذاهب و تشکیل امت اسلامی، عمیق‌اندیشی و نگاه جامع به دین، انعطاف­پذیری و مدارا، آینده­نگری و تأکید بر اشتراکات اعتقادی و مذهبی قرار گرفته است و منجر به ایجاد واگرایی می­شود.

نظریه نوخاسته گرایی زبانی در بوته نقد

دو مکتب عقل­گرا و تجربه­گرا درباره منشأ زبان نظر متفاوتی دارند. عقل­گرایان، زبان به‌معنای قوه و استعداد ذهنی آن را فطری انسان می‌دانند و برای اثبات آن، ادله محکمی اقامه کرده­اند؛ در مقابل، تجربه­گرایان بر اکتسابی بودن زبان به کمک فرایندها و مکانیسم­های غیرمستقیم تأکید دارند و زبان را حاصل تجربه و تعامل ذهن با محیط می­دانند. اندیشمندان اسلامی معتقدند امور فطری از ابتدای خلقت به‌صورت بالقوه در درون انسان نهاده شده و رشد و تقویت آن وابسته به عوامل درونی و بیرونی متعددی است. با این معنا از فطرت، استدلال­های نوخاسته­گرایی نقد شده و بیان شده زبان قوه­ای درونی در نوع انسان است که در یک حرکت به فعلیت می­رسد و تحت تأثیر عوامل محیطی متفاوت، رشد می‌کند و دستورات زبانی را می­سازد.

معرفت فطری و معرفت عقلی در اندیشه سید بن طاووس

تحلیل رابطه ایمان و معرفت از مهم­ترین مسائل انسان­شناسی دینی است. سید بن طاووس از سویی بر نفی روش­های کلامی و استدلالی تصریح می­کند و از سوی دیگر در مواردی پرشمار، بر عقل فطری تأکید کرده و از استدلال­های عقلی بهره جسته است. دیدگاه او بر جریان­های عقل­ستیز بعدی اثر جدی داشت. ازاین­رو جمع­بندی دیدگاه وی در نسبت­سنجی استدلال عقلی و ایمان در حیات انسان دینی اهمیت می­یابد. با کنار هم ­گذاردن عبارات سید بن طاووس، کفه انتقاد از معرفت استدلالی عقلی سنگینی می­کند. به این ترتیب می­توان وی را از سردمداران کلام نقلی یا فطری‌گرایی در علم کلام به‌شمار آورد. مخالفت با روش تفکر معتزلی در برابر مطلق روش­های عقلی و نیز نفی استدلال­های پیچیده عقلی در برابر قواعد بسیط عقلی، ازجمله توجیهاتی است که در جمع­ بین دو رویکرد وی قابل عرضه است. در این مقاله ضمن معرفی دو رویکرد مذکور و جمع­بندی نهایی دیدگاه سید، برخی آسیب­ها و اشکالات نظریه وی نیز گوشزد شده است.

تحلیل دیدگاه ناصرخسرو درباره چیستی سعادت انسان

ناصرخسرو مفهوم سعادت را ذیل تعابیر و مفاهیم متعدد دینی و فلسفی طرح و پیگیری می‌کند؛ مفاهیمی همچون ثواب و عقاب، بهشت و جهنم، تشبه به صانع، فرشته شدن و رسیدن به لذات عقلانی. اما مفهومی که وی بیشتر بر آن تأکید و تصریح دارد و مفاهیم دیگر را به آن تأویل می‌کند و می‌توان آن را وجه جمع تمام تعابیر ناظر به سعادت دانست، مفهوم علم است. در زبان ناصرخسرو شواهد صریح و فراوانی دال بر یکسانی سعادت و علم، و در مقابل یکسانی شقاوت و رنج با جهل وجود دارد. در این مقاله به‌تفصیل چگونگی ارجاع و تأویل مفاهیم ثواب و عقاب، بهشت و دوزخ، لذت و رنج، کمال، تشبه به باری و فرشتگی و فرشته شدن، به علم و جهل نشان داده شده است. با این حال به‌نظر می‌رسد مناسب‌ترین مفهومی که می‌تواند بیانگر دیدگاه ناصرخسرو در باب ماهیت سعادت باشد، مفهوم «بازگشت» است؛ زیرا هم چرایی یکسان‌انگاری علم و سعادت در نظام فکری ناصرخسرو را روشن می‌کند و هم مهم‌تر از آن اینکه، مفهوم «بازگشت» با سایر مفاهیم کلیدی فلسفی ـ دینی در اندیشه ناصرخسرو همچون امام، شریعت، نسبت عالم ماده با عالم شریعت و تعلیم سازگاری و همخوانی بیشتری دارد. ازاین‌رو در نظام فکری ناصرخسرو و در ادبیات فلسفی ـ کلامی او سعادت را باید در مفهوم و تعبیر بازگشت به موطن اصلی خویش، و شقاوت را در غربت ماندن از وطن خویش پیگیری نمود.

پدیدارشناسی راهبردهای امام علی (ع) برای تحقق عدالت …

عدالت مفهومی آرمانی است که یکی از غایات‌ علم سیاست به‌شمار می‌رود. خارج ساختن این مفهوم از حالت ذهنی و تحقق آن در واقعیت عینی، اجتماعی و سیاسی، نیازمند روش است. امام علی(ع) در نامه‌هایش به یاران و کارگزاران خود، شیوه‌های اجرایی و عملی رسیدن به عدالت را ترسیم می‌کند. در این پژوهش با مطالعه موردی نهج البلاغه، با استفاده از تحلیل محتوای آثار با روش پدیدارشناسی به نقد و ارزیابی اندیشه آن بزرگوار در مورد عدالت می‌پردازیم. چارچوب نظری به‌کار گرفته‌ شده در این پژوهش، تکنیک­های قدرت برگرفته از آثار مارتین هایدگر، میشل فوکو و جورجو آگامبن می‌باشد، که در مورد اخلاق جایگاهی اندرزنامه‌نویسی اسلامی به‌کار گرفته شده است. بر این اساس، چهار اصل راهبردی مستخرج از متن نهج ‌البلاغه بررسی می‌شوند که عبارتند از: ۱- اصل شایسته‌سالاری؛ ۲- اصل انصاف؛ ۳- اصل استحقاق‌ و نفی تبعیض؛ ۴- اصل اعتدال و میانه­روی.

ساختار شخصیت و جنبه‌های پویایی انسان در آموزه‌های …

گفتار و رفتار ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷ـ۴۴۰ق) چکیده‌ آموزه‌های تصوف و عرفان ایرانی و اسلامی در دوران زرین این پدیده روحانی و فرهنگی بوده است. این مقاله به ساختار و عامل پویایی شخصیت انسان در دیدگاه شیخ ابوسعید ابوالخیر می‌پردازد. آنچه شیخ ابو سعید ساختار شخصیت انسانی می‌داند «شدن» و به عبارتی «جریان داشتن» است. طبق تفکرات ابوسعید، حرکت و پیش‌روی به خودی خود عین ذات بشر است و نیازی به هیچ نوع محرک یا انگیزه­ای ندارد؛ این ماهیت حرکت و جهت آن است که باید تبیین گردد و آنچه که تعیین‌کننده این عناصر است، اهداف و الگوهای کوچک یا بزرگی می‌باشد که انسان جذبش می‌شود و دامنه‌ رشدش به تناسب همان الگو محدود یا گسترده می‌گردد.

بررسی مفهوم خودشناسی در دیدگاه امام علی(ع)

شناخت خود ازجمله مطالب و موضوعات مهم و مورد توجه در مکاتب مختلف الهی و غیرالهی است. امام علی­(ع) برای اشاره به این موضوع از عبارت «معرفت نفس» استفاده کرده­اند که مقایسه و تطبیق با دیگر کلمات و عبارات متعدد مترادف در‌این‌باره، دقت و نکته­سنجی حضرت را به تصویر می­کشد. خودشناسی بر دیگر انواع متصور شناخت مقدم است؛ در اهمیت آن، همین بس که غایت علم و معرفت، برترین عقل و حکمت­ها، فوز اکبر و … نام گرفته است. تأکیدات و توصیفات فراوان درباره خودشناسی، وقوع آن ممکن ساخته، لکن واقعیت جاری زندگی انسان، نمایان­گر چیز دیگری است. سهل­بینی، خودمحوری و خویشتن­پسندی، نیکوپنداری، تحویل و تحصیر، راحت­طلبی، خدافراموشی و جهل و نادانی، ازجمله موانع خودشناسی به‌شمار می‌رود که در کلام امام علی­(ع)به آنها اشاره شده است.

مبانی انسان‌شناختی تصرفات بشر (با تأکید بر مهندسی …

انسان موجودی است که می‌تواند در طبیعت و خلقت تصرفاتی داشته باشد. تصرفات وی، انواع و انحاء گوناگون دارد که از جمله آن، دخل و تصرف در ژن موجود زنده است. این کار ذیل دانش مهندسی ژنتیک صورت می‌پذیرد. مهندسی ژنتیک به مجموعه روش‌هایی گفته می‌شود که با انتقال ژن از ماده وراثتی (مولکول دی.ان.ای) که حامل ژن‌های جدید یا ترکیبی نو از ژن‌هاست، به سلول میزبان، تغییراتی در ژن میزبان می‌دهد، به‌گونه‌ای که میزبان هم واجد ویژگی‌های وراثتی مورد نظر می‌شود و هم می‌تواند این ویژگی‌ها را به نسل بعد منتقل کند. کار این دانش در حقیقت نوعی دخل و تصرف در طبیعت و خلقت یا دست‌کاری حیات می‌باشد. مهندسی ژنتیک از این زاویه، با انواع ابهامات و چالش‌ها (فلسفی، کلامی، فقهی، حقوقی، اخلاقی و …) مواجه است که پرداختن به آنها نیازمند مبانی و زیرساخت‌های مختلفی است که ازجمله مهم­ترین آن، مبانی انسان‌شناختی می‌باشد. مسئله انسان و انسان‌شناسی از سه منظر با مهندسی ژنتیک و مسئله تراریخته (محصول مهندسی ژنتیک) در ارتباط است: یکی انسان‌ به‌عنوان فاعل و عامل تصرف؛ دوم انسان به‌مثابه بخشی از موضوع مهندسی ژنتیک (موضوع تصرف) و جنبه سوم، انسان به‌عنوان مصرف‌کننده محصولات تراریخته. با توجه به نسبت و مناسبات انسان‌شناسی و مهندسی ژنتیک، دراین‌باره سؤالات مختلفی مطرح است؛ ازجمله اینکه دخالت‌ها و تصرفات بشر در طبیعت و خلقت از چه سنخی است؟ قلمرو تصرفات بشر تا کجاست و چه پیامدهایی (تکوینی و غیر تکوینی) دارد؟ آیا تغییرات یا اصلاح ژن انسانی، در ابعاد دیگر انسانی نظیر ذهن، شناخت، صفات نفسانی، فطرت و رفتارها نیز اثرگذار است؟ در مقاله حاضر سعی شده با توجه به مبانی انسان‌شناختی دینی، به مسائل یادشده پاسخ داده شود.

چگونگی و ساختار رابطه ابتنایی دوسویه اخلاق و دین

در باب رابطه دین و اخلاق صورت‌های مختلفی تصویر شده است؛ ازجمله رابطه عینیت، تعامل، ابتنا یا تعاند و ضدیت که هرکدام نیز اقسامی دارد. مقصود اصلی مقاله، تأکید بر ابتنای اخلاق و دین بر عقل است. از این ناحیه دین حق و معقول، پایه و اساس اخلاق و ضمانت اجرای آن و اخلاق صحیح و معقول، روح دین و جزء ‌دین و یکی از اهداف دین حق است. پس اگر عقل معیار حق و باطل باشد، نه احساس و عاطفه صرف و نه تعبد محض، آنگاه دین حق و اخلاق معقول به‌نحوی بر یکدیگر مبتنی هستند.